تازه‌های مشکی

دسته بندی

سریال استانبول ظالم قسمت 97

سریال استانبول ظالم قسمت 97 دوبله فارسی

از من سواستفاده کردی


صبح روز بعد، سحر دنبال جرن می‌گردد. جنک که تمام شب را در ماشین خوابیده با سروصدا بیدار می‌شود. آگاه و نورتن با نگرانی جلوی اتاق ندیم هستند زیرا در قفل است. همگی فکر می‌کنند که ندیم در اتاقش تنهاست و کاری دست خود داده است. شنیز به این فکر می‌کند که حتما ندیم تا الان سم را خورده و مرده است. جنک و جمره نیز از راه می‌رسند. جنک با ضربه ای در را می‌شکند و همگی داخل می‌شوند. ندیم و جرن لخت کنار هم خوابیده اند و همگی آنها را می‌بینند. جرن درحالی که پتو به خود پیچیده بیدار می‌شود و از حمله به اتاقش تعجب می‌کند. کمی بعد ندیم بیدار شده و به خود می‌آید. جمره با دیدن آن صحنه دلشکسته شده و از آنجا می‌رود. شنیز با دیدن ندیم که صحیح و سالم است، جا می‌خورد. پس از رفتن همگی، ندیم لباس هایش را می‌پوشد که سحر و نریمان هم می‌آیند و وضعیت را میبیند. سحر درحالی که بیرون میرود به دخترش دشنام میدهد. نریمان می‌گوید که جرن کار خلافی نکرده که شب را پیش شوهرش خوابیده است. ندیم به جرن می‌گوید:« من یادم نمیاد دیشب کاری کرده باشم. تو از من سواستفاده کردی.» جرن با پوزخند می‌گوید که ندیم دیگر شرکت و جمره را از دست داده است. ندیم جا می‌خورد و از هدف جرن مطلع می‌شود. او سراغ عمویش رفته و می‌گوید که دستش هم به جرن نخورده است و جرن برایش تله گذاشته. آگاه که تحت تاثیر حرف های شنیز است، کارهای ندیم و جرن را یک بازی می‌داند. او حرفهای ندیم را باور ندارد و فرم طلاق او را پاره می‌کند. سپس می‌گوید دیگر خبری از شرکت نیست. ندیم دلیل اینکار عمویش را شنیز می‌نامد. آگاه با عصبانیت سر ندیم فریاد می‌زند و حرفهایش را بی ادبی می‌داند. شنیز در اتاقش با حالی عجیب نشسته که جرن می‌آید و میگوید که نقشه شان به خوبی اجرا شده پس چرا هنوز شنیز ناراحت است؟ شنیز می‌داند که جرن محلول را به خورد ندیم نداده و حالا میخواهد آن را پس بگیرد. جرن به دروغ میگوید که شیشه از دستش افتاده و شکسته است. ندیم به اتاق شنیز می‌رود و جرن را آنجا می‌بیند. او از جرن انتظار همکاری با قاتل بچه اش را نداشته و برای او متأسف است. سپس به شنیز می‌گوید که هرطور شده شرکت را خواهد گرفت. جمره روی نیمکتی رو به دریا نشسته و گریه می‌کند. جنک در سکوت می‌آید و کنارش می‌نشیند. جمره در مورد ندیم با جنک درد و دل می‌کند. او همچنین اعتراف مسخره جنک را از روی مستی می‌داند و باورش ندارد. می‌گوید:« حتی اگه واقعا عاشقم باشی، اونقدر پست نشدم که از احساساتت سو استفاده کنم و از درد ندیم به تو پناه ببرم.» در راه بازگشت به خانه، جنک فریاد می‌زند که: « ازم سواستفاده کن. وقتی کنار منی آدم خوبی میشم.» جمره جنک را ساکت می‌کند و به خانه میروند. جرن به ندیم توضیح می‌دهد که بخاطر ماندن در ویلا مجبور شده برایش تله بگذارد. اما دیگر مانند سابق دنبال پول نیست و هدفش انتقام گرفتن است. برای همین در ویلا مانده. ندیم توجهی به او نمی‌کند و به هواخوری می‌رود. آگاه دوربین کوچکی که فیلم جمره و جنک در آن است را میبیند. او می‌فهمد که ازدواج پسرش فرمالیته است و حرفهای جمره را می‌شنود. جمره و جنک تصمیم دارند که جدا بشوند و این را به آگاه و سحر توضیح بدهند. آگاه چپ چپ نگاه کرده و همه اعضای خانواده را به سالن پذیرایی می‌خواند. داملا سراغ جیوان رفته تا صحبت کند. جیوان همچنان به داملا بی‌محلی می‌کند و می‌گوید:« قرار بود توی این راه باهم ناراحت بشیم، نه که فقط من ناراحت بشم و تو منو تنها بذاری.» نورتن می‌آید و خبر می‌دهد که آگاه در سالن منتظرشان است. همگی در سالن هستند بجز ندیم. آگاه آن فیلم را به همه نشان میدهد و معنی آن را از جمره می‌پرسد. جمره به ازدواج دروغینش اعتراف می‌کند. او می‌گوید که آن زمان همه طردش کردند، و برای محافظت و نزدیک شدن به ندیم تنها چاره اش ازدواج با جنک بوده. ندیم به خانه آمده و حرف هارا میشنود. جرن می‌گوید:« ندیم چند روزه این فیلم رو دیده و همه چیز رو میدونه. اما کاری نکرد.» ندیم سرش را پایین می‌اندازد و چیزی برای گفتن ندارد. جمره با بغض نگاه می‌کند و دلشکسته تر از سابق می‌شود. او رو به جنک می‌گوید که اگر دوباره حلقه ازدواج را دستش کند، این ازدواج واقعی خواهد شد. جنک جلوی همگی حلقه را دست جمره می‌کند.

مجموعه کامل استانبول ظالم در کانال یوتیوبی مشکی مدیا


قسمت آخر استانبول ظالم


اطلاعات بیشتر در مورد سریال استانبول ظالم


جنگی که از آنتاکیا شروع شده و تا استانبول رسیده؛ مبارزه‌ای برای زندگی و به قیمت زنده ماندن: به هم رسدینِ سحر، مادر سه فرزند که در آنتاکیا زندگی می‌کند، و آگاه کارچای ، همشهری او که اکنون در استانبول یکی از غول‌های صنعت حمل و نقل است، همه را به آزمون می‌کشد. قصه از آنجا آغاز می‌شود و جان می‌گیرد که آگاه کاراچای قصد می‌کند یک عروس برای برادرزادۀ معلولش بیاورد. با این همه، مهم نیست آگاه چقدر ثروتمند است و چه کارهایی از او ساخته است؛ برادرزاده‌اش ندیم علیل و ویلچیرنشین است و کاری هم از آگاه ساخته نیست. همین هم، باعث شده نتواند ندیم را داماد کند. او می‌خواهد دختر سحر را با پول راضی به ازدواج با برادرزاده‌اش کند. طوفان به پا می‌شود. داستانی سراسر عشق و نفرت. مرد ثروتمندی که فکر می‌کند با پول می‌تواند برای برادرزادۀ معلولش عروس پیدا کند. خواهرانی که با هم در جنگ و ستیزند و خانواده‌هایی که عشق و نفرت و صلح و جنگ را درهم آمیخته تجربه می‌کنند و فرومی‌پاشند و باز برمی‌خیزند. اگر به درام‌های عاشقانه، دست‌های پشت پرده، احساسات و عواطف پاک و نقشه‌های پلید علاقه دارید، سریال استانبول و هیجان بی‌وقفه‌اش را از دست ندهید. بازیگرانی درجه یک، داستانی گیرا، شخصیت‌هایی جذاب همه و همه در این سریال محصول: افشار فیلم تهیه کننده: شوکور افشار کارگردان: جودت مکران نویسنده داستان و سناریو: سیرما یانیک کارگردان: ولکان اسلان مدیر هنری: ناز ارایدا بازیگران: فکرت کوشکان (آگاه)، دنیز اوئور (سحر)، مینه توقای (شنیز)، اوزان دولونای (جنک)، سیمای بارلاس (داملا)، برکر گوون (ندیم)، باهار شاهین (جرن)، سرا کوتلوبی (جمره)، ادریس نبی تاشکان (جیوان)، آیشن سزلر (نریمان)، غمزه دمیربیلک (نورتن)  
قبلی «
بعدی »

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

برچسپ ها

حقوق همه مطالب، از نظر قانونی برای مشکی‌مدیا محفوظ است.

برای تماشای سریالها کلیک کنید