سریال بوی باران قسمت 56

فرشته گزارشی درباره ی مرگ عموی مرجان می نویسد تا قتل او را یک ماجرای سیاسی نشان دهد. او آن گزارش را به صورت ناشناس به همه ی سایت ها و مطبوعات ارسال می کند. مرجان به خاطر مرگ عمویش کمی ناراحت است و می گوید که او را دوست داشته اما این اواخر او زیادی پا روی دمش گذاشته است.
فرشته که بخاطر اطرافیان مهندس نگران است و فکر می کند شاید آنها مرجان را به عنوان رئیس قبول نداشته باشند، پیشنهاد می دهد که ارتباط مهندس را با همه قطع کنند. او برای این کار باز هم به شهرام دستور تازه ای می دهد. طبق نقشه ی شهرام، ماموران پلیس به سلول مهندس می روند و بعد از پیدا کردن موبایل، او را به انفرادی می برد. آشپززندان که به دستور شهرام گوشی دیگری را در سلول قایم کرده و گوشی واقعی را خودش برداشته، برای اینکه اطلاعاتی به ماموران نرسد آن را نابود می کند.
داوود که از نظر مالی تحت فشار است، در پارک با فرشته دیدار می کند تا از او پول بگیرد. فرشته که قبلا هم به او پول داده بود، این بار پول کمی به او می دهد تا او را از سرش باز کند.
وقتی سیاوش به خانه برمی گردد سیمین را در اتاق ها پیدا نمی کند. بعد از مدتی جست و جو در آخر او را در کلبه ی شادی در حالی که ساکت و آرام دراز کشیده پیدا می کند. سیاوش هم یاد شادی می افتد و خاطرات او را در ذهنش مرور می کند.
مرجان هویت و مدارک جدید فرشته را به او می دهد. فرشته که دیگر مرجان را رئیس صدا می کند، از او می پرسد با پول هایی که به دستشان می رسد چه باید کنند. مرجان می گوید: «یه سری کارتن خواب پیدا کن و کارت شناسایی و مدارکشون رو بخر. تا اون جایی که می تونیم باید پول هارو تو حساب های مختلف پخش کنیم. وقتی پولا اینجوری شسته شد، هرکاری بخوایم می کنیم. »
فرشته با شوهرخواهرش داوود، قرار می گذارد تا او پنجاه تا حساب برایش جور کند و در ازایش دستمزد بگیرد.
از طرفی سرگرد فیلمی که از مراسم افتتاحیه خیریه و سخنرانی عموی مرجان دارد را نگاه می کند و چهره ی شهرام را موقع چاقو زدن به دکتر شناسایی می کند.سپس رستگار برای پیدا کردن شهرام تحقیق می کند.
فرشته و مرجان با هم به خانه ی مهراد می روند. فرشته، مرجان را به عنوان رئیس جدید به او معرفی می کند. مهراد با تمسخر می گوید: «برو با پولای بابات نقاشیت رو بکش دخترجون! من خودم به کارها رسیدگی می کنم. » مرجان می گوید: «تو عموم رو کشتی که جانشین مهندس بود. اما من اولین گزینه ام انتقام نیست. اومدم معامله کنم. » سپس آمار تک تک اعضای خانواده مهراد را می گوید. سپس آمار تک تک اعضای خانواده مهراد را می گوید تا به او بفهماند که اگر بخواهد می تواند به آنها آسیب بزند. مهراد هم که قصد نداشت معامله کند، به اجبار کوتاه می آید.
فرشته ماشین را پر از پول می کند و با داوود به بانک می رود تا او پول ها را در آن حساب ها پخش کند. بعد از برگشتن داوود از بانک، فرشته با اشاره به اینکه تصویر داوود در دوربین های بانک افتاده به او می گوید که هیچ وقت برایش شاخ و شانه نکشد و حد و حدودش را بداند و اگر پول خواست گردن خم کند. او داوود را با ماشین پر از پول تنها می گذارد تا بقیه ی حساب ها را خود داوود به تنهایی پر کند.
IC1
قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آپاراتچی، سریال‌های رایگان، با دانلود رایگان

برچسپ ها

آپاراتچی

دسته‌ها

error: لطفا این مطلب را برای سایت خودتان کپی نکنید این محتوا متعلق به مشکی است
برای تماشای سریالها کلیک کنید