تازه‌های مشکی

دسته بندی

سریال تصادف قسمت 1

سریال تصادف قسمت 1 دوبله فارسی

آدم‌ها فقط دنبال یک چیز هستند، آخرش

یک گروه مافیایی در پارکینگ ساختمانی، مشغول معامله هستند. قدیر، به همراه اکیپ پلیس به محل می رسد و افراد همگی متفرق می شوند. قدیر، سر دسته باند را که مخفی شده است، پیدا کرده و از او میخواهد که تسلیم شود، اما او تسلیم نمی شود و قدیر و مأمورین مجبور به تیر اندازی و کشتن او می شوند. مدیر قدیر، به محل حادثه رسیده و خبرنگاران زیادی دم در جمع شده اند تا از دستگیری این باند بزرگ گزارش تهیه کنند. ولی، که رئیس یک باند مافیا است، از تلویزیون اخبار دستگیری باند را میبیند. در خانه غالب، زینب، زن او مشغول صبحانه دادن به دخترشان است تا او را راهی مدرسه کند. او به اتاق می رود تا غالب را بیدار کند، که متوجه پیام های گوشی غالب می شود. او پیامها را خوانده و می فهمد که غالب دوباره در حال خیانت کردن به اوست. سپس با حرص، پیش دخترش می آید و او را سوار سرویس مدرسه میکند. او چند نفر را که دم در خانه آنها را زیر نظر دارند، نگاه میکند و با ترس داخل می آید و همه ی قفل های در را می بنند.وقتی که غالب بیدار می شود، زینب با سردی با او برخورد میکند و چیزی در مورد افراد دم در به او نمی‌گوید. غالب آماده شده تا به سر کار برود. افرادی که بیرون هستند، جلوی او را میگیرند و به او التیماتوم میدهند که فقط دو روز دیگر وقت دارد تا نهصد هزار لیره پولی را که در قمار باخته است، پرداخت کند. کمی بعد،جمره با زینب تماس میگیرد. زینب میگوید که حال مساعدی ندارد و روز دیگری با او قرار میگذارد تا یک دیگر را ببینند. جمره بعد از قطع تماس، داخل شرکت پدرش می رود. پدرش به او میگوید که امشب یک جلسه مهمی تشکیل می‌شود و جمره نیز حتما باید حضور داشته باشد. کرم، بعد از پنج سال از زندان آزاد می شود.دوست دختر او مرال، به همراه دوست صمیمی کرم،دم در آمده و از او استقبال می‌کنند و خیلی از آزادی او خوشحال هستند. آنها سوار ماشین شده و برای دیدن مسابقه فوتبال تیم محبوبشان، ساری یر می روند. غالب سر قرار با ولی می رود. غالب که کارمند فرودگاه است، برای غالب کار میکند و چمدان پولهایی که وارد کشور می شود را برای او جابجا میکند و تحویل میدهد. ولی، به غالب میگوید که این بار محموله خیلی مهمی با ده میلیون یورو قرار است وارد شود. غالب می ترسد و میگوید که این کار ریسک بزرگی دارد و او نمی‌تواند چنین محموله ای را تحویل بگیرد زیرا لو می‌رود. ولی کلافه شده و به او میفهماند که هر طور شده باید این کار را انجام دهد. غالب بخاطر داشتن بدهی قمار، از ولی میخواهد که حق‌الزحمه بیشتری بگیرد، اما ولی قبول نمیکند و غیر مستقیم به او میفهماند که اگر حریص باشد، جان زن و دختر او در خطر خواهد بود. کرم به همراه دوستش برای تماشای مسابقه رفته‌اند. قدیر نیز که از طرفداران تیم ساری یر است، به آنجا آمده و کرم را می‌بیند. کرم با دیدن قدیر ، یاد شبی می افتد که پدرش را که مجروح شده بود، همراه آمبولانس از دم خانه می بردند و قدیر مجبور به دستگیری کرم شده بود. قدیر در زندان، کرم را نصیحت کرده بود که چگونه رفتار کند تا این چند سال را بتواند راحت بگذارند. قدیر به دوست کرم شک دارد و او را می‌گردد، اما دوست کرم میگوید که دیگر پاک است و چیزی مصرف نمیکند. جمره، شب به محل جلسه می رود، اما متوجه می شود که همه او را سوپرایز کرده و برایش جشن تولد گرفته اند. او خوشحال شده و از پدرش تشکر میکند.سپس پیش دوست پسرش دمیر‌، که تدارک جشن را دیده است می رود و از او نیز تشکر کرده و یک‌دیگر را می بوسند.
قبلی «
بعدی »

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

برای تماشای سریالها کلیک کنید