تازه‌های مشکی

دسته بندی

سریال تصادف قسمت 2

سریال تصادف قسمت 2 دوبله فارسی

هیچوقت اعتمادتون رو خدشه‌دار نکردم

  شب، کرم پیش مرال است و در صحبت ها، به او توضیح میدهد که او دیگر آزادی مشروط دارد و اگر کوچکترین خلافی انجام دهد، دوباره باید پنج سال به زندان برود. کمی بعد، کرم به خانه دوستش می رود. دوست او که همچنان خلافکار است، به او پیشنهاد کار میدهد. کرم به او میگوید که دیگر سراغ کار خلاف نمی رود و دلش نمی‌خواهد دوباره به زندان برگردد. دوستش سعی دارد او را تحریک کند و پیشنهاد یک دزدی بزرگ میدهد اما کرم قبول نمیکند و از آنجا می رود. شب در خانه قدیر، دخترش دنیز از او میخواهد که برای تکلیف مدرسه اش برای او نامه ای بنویسد. قدیر به دنیز و همسرش اسلی، پیشنهاد میدهد که برای دیدن مسابقه فوتبال این بار همراه او بیایند. اسلی علاقه ای به دیدن مسابقه ندارد، اما دنیز ذوق میکند و از این پیشنهاد خوشحال است. کرم به خانه مادرش می رود. مادر کرم از دیدن او خوشحال شده و او را محکم بغل میکند. کرم با دلخوری بخاطر اینکه تمام این سالها مادرش به دیدن او نیامده بود،از او گله میکند. او سپس داخل خانه می رود. پدر کرم با دیدن او شروع به بحث و تحقیر او میکند و به کرم یادآوری میکند که او باعث شده است که پدرش فلج بشود و تمام زندگی شان را از دست داده اند، و بخاطر قسط و بدهی هایی که کرم مقصر بوده، تمام وسایل خانه شان را فروخته اند. او از اینکه کرم سکوت کرده و حتی معذرت خواهی نمیکند عصبی می شود. کرم میگوید که پدرش باید از اینکه کرم او را نکشته است تشکر کند. سپس از خانه بیرون می زند. شب در خانه غالب، زینب به روی او می آورد که پیامهایش را دیده و خبر دارد که او خیانت می‌کند. او میگوید که این بار دیگر قصد طلاق دارد و اشتباهش را تکرار نمیکند. غالب عصبی شده و میگوید که او حق طلاق گرفتن ندارد وگرنه بچه را به او نمی‌دهد‌. صبح، کرم برای کار به چند جا سر می زند اما بخاطر سابقه دار بودنش یا به او کار نمیدهند، و یا قصد سو استفاده از حقوق کار او را دارند. غالب به فرودگاه می رود و چمدان ده میلیون یورویی را تحویل می‌گیرد. او سریع با طلبکار قمار تماس گرفته و مقداری پول برای او برمیدارد تا تحویل بدهد. سپس چمدان را در کمد خودش میگذارد و وقتی پیش ولی می رود، میگوید که نتوانسته است چمدان را بردارد، اما جای چمدان امن است و سعی میکند به زودی آن را تحویل دهد. ولی او را تهدید میکند که هرچه زودتر باید چمدان را بیاورد. قدیر به همراه زن و دخترش به استادیوم می روند تا بازی را تماشا کنند. بعد از تمام شدن بازی، قدیر میخواهد برای دخترش، از دستفروش ساندویچ جگر بخرد. او از آنها فاصله گرفته و به سمت گاری می رود. هنگامی که در حال خرید ساندویچ است، یک فرد مشکوکی را میبیند و متوجه می شود که او بمب انتحاری دارد.
قبلی «
بعدی »

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

برای تماشای سریالها کلیک کنید