تازه‌های مشکی

دسته بندی

سریال تصادف قسمت 22

سریال تصادف قسمت 22 دوبله فارسی

من هنوزم سرپا هستم


ولی با بهت و ناراحتی، بالای سر جنازه ها می رود و با گریه با آنها حرف می زند. در زمان حال، آیلین وقتی متوجه می شود که حال ولی بد شده و روی زمین افتاده، سریع قرص او را برداشته و داخل دهانش میگذارد‌. او ولی را نوازش میکند و از او میخواهد که زودتر خوب شود. زینب و قدیر منتظر خبری از سمت ولی هستند. ولی با زینب تماس میگیرد و آدرس دیگری به او میدهد. سپس به او میگوید که آیلین زندگی اش را نجات داده و از اینکه زینب دختر مهربانی تربیت کرده است، از او تشکر میکند. زینب به آدرس مورد نظر می رود تا طبق دستورهای ولی عمل کند. قدیر نیز همچنان تعو را تعقیب میکند. زینب به یک ساختمان متروکه می رود.قدیر با مدیر تماس میگیرد و آدرس را به او میگوید، اما از آنها میخواهد که فعلا اقدامی نکنند. مدیر از او میخواهد که بی اجازه و به اختیار خودش اقدامی نکند، اما قدیر میگوید که خودش به شخصه ولی را مجازات خواهد کرد. مدیر که نگران قدیر و کارهای او می شود، اکیپ خودش را به منطقه اعزام میکند. جمره سر قرار با مرال می رود. مرال بابت دادن فیلم از او پول میخواهد. جمره قبول نمیکند و قصد دارد برود. همان لحظه، مرال فیلم را برای او پخش میکند. جمره با دیدن دمیر و بلما در حین رابطه، شوکه می شود. کرم خودش را به خانه قدیر می رساند و او را صدا می زند. او متوجه می شود کسی خانه نیست. کمی بعد، او از شدت خونریزی از حال می رود. غالب نیز به ساختمانی که زینب رفته است، می‌رود. زینب از دیدن او متعجب شده و از اینکه طبق نقشه عمل نکرده و در مکان خودش نمانده بود از غالب عصبانی می شود. او نگران آیلین است و میترسد که ولی دیگر بچه را به او ندهد. ولی به همراه تعداد زیادی از افرادش، در محله، پایین ساختمان، قدیر را به همراه اکیپ پلیس می بیند. او از اینکه زینب به همراه پلیس آمده است عصبانی شده، سپس وارد ساختمان می شود.‌قدیر قصد دارد به دنبال زینب برود اما افراد ولی جلوی او را گرفته و همه افراد پلیس را کتک زده و درگیری ایجاد می شود. ولی با زینب بخاطر خبر دادن به پلیس و هم‌دستی با قدیر دعوا میکند. سپس زینب را وادار میکند تا غالب را بکشد، وگرنه آیلین را به او نمی‌دهد. زینب با آشفتگی، چنینی کاری را رد میکند. ولی به زور، اسلحه را در دست زینب میگذارد و میگوید که در غیر این صورت آیلین را میکشد. سپس دست زینب را فشار میدهد تا به سمت غالب شلیک شود. او چندین گلوله به غالب می زند و او را میکشد. زینب با ناراحتی گریه می کند و جیغ میکشد. افراد ولی، جنازه غالب را برداشته و از آنجا می روند.
قبلی «
بعدی »

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

برای تماشای سریالها کلیک کنید