دسته بندی

سریال دستم را رها نکن قسمت 141

وقتی جنک خودش را به آزرا می رساند، آن مرد فرار میکند. جنک به سرعت به دنبال او می رود اما نمی‌تواند پیدایش کند. او پیش آزرا برگشته و وقتی میفهمد ماجرا از چه قرار بوده، بخاطر اینکه آزرا بدون اطلاع او به آنجا آمده او را سرزنش میکند‌‌. آزرا برای جنک توضیح میدهد که آن مرد از او در ازای گفتن اینکه از طرف چه کسی اجیر شده، پول میخواهد. جنک بر این عقیده است که آن مرد فقط یک فرد سودجو است و دروغ میگوید. آزرا به او توضیح میدهد که طبق صدایی که برای او پخش کرده بود، مشخص بود که خود قاتل از اینکه کمال در رستوران بوده خبر نداشته و با حساب خالی بودن آنجا، رستوران را منفجر کرده است. جنک از آزرا میخواهد در صورت هر تماس دیگری از آن فرد، به او خبر دهد. در رستوران، سومرو همچنان با دادو بیداد به تحقیر فریده خانم ادامه میدهد. او بدترین حرف ها را به فریده خانم می زند. سراب نمی‌تواند جلوی او را بگیرد. فریده خانم از شدت بهت و شوکه، سکوت کرده و نشسته است. سراب از اینکه آبروی آنها مقابل خبرنگار و تستر غذا و افراد سرشناس دیگر که مهمانشان بوده اند رفته است، خیلی ناراحت است. فریده خانم با ناراحتی و بدون هیچ حرفی رستوران را ترک میکند. سراب و زرین خانم نیز به دنبال او می روند‌. فریده خانم سوار تاکسی شده و می رود. او در راه مدام به حرفهای سومرو فکر میکند و نمی‌تواند کار او را هضم کند. مینه با آزرا تماس میگیرد و به او میگوید که وضعیت بدی در رستوران درست شده و خودش را برساند. آزرا و جنک با نگرانی حرکت میکنند و آزرا هرچه با فریده خانم تماس میگیرد او جوابش را نمیدند. در کافه، ذهن مسعود درگیر یادداشت کاغذی است که در مورد پیدا شدن قاتل است. تو کنی نگران و مضطرب به نظر می رسد. برهان او را میبیند و کنجکاو علت نگرانی اوست‌ اما دخالتی نمیکند. در رستوران، سومرو وارد آشپزخانه شده و با داد و بیداد همه را بیرون میکند. وقتی آزرا و جنک به رستوران می رسند، هرچه دیگران را صدا می زنند کسی را نمی‌بینند. آنها به آشپز خانه آمده و متوجه سومرو می شوند که حالتی غیر عادی داشته و مشغول پیاز خورد کردن است . او میگوید که همه را از آشپزخانه اخراج کرده و برای همین خودش دست به کار شده است. او برای آزرا و جنک تعریف میکند که فریده خانم به او خیانت کرده و از او از طریف عظمی سو استفاده کرده است. آزرا و جنک حرفهای او را باور نکرده و با او بحث میکنند‌. در شرکت، ملیس و قدیر و آردا نشسته اند. آردا که از دست ملیس و قدیر عصبانی است، او را بیرون اتاق برده و از او میخواهد که به ملیس نزدیک نشود. او طبق گفته های سابق قدیر ، تصور میکند که قدیر کس دیگری را دوست دارد و با او در رابطه است. برای همین از قدیر میخواهد که حواسش به رفتارش با ملیس باشد. غدیر سعی دارد او را توجیه کند که اشتباه متوجه شده و رابطه ای بین او و ملیس نیست.
قبلی «
بعدی »

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

حقوق همه مطالب، از نظر قانونی برای مشکی‌مدیا محفوظ است.

برای تماشای سریالها کلیک کنید