دسته بندی

سریال زن قسمت 74

سریال زن قسمت 74 دوبله فارسی

دیگه نمی‌خوام به ما نزدیک بشی


بچه ها از خواب بیدار می شوند و با نگرانی می پرسند که مادرشان کجاست؟ جیدا می گوید که کاری برایش پیش آمد و رفت اما نیسان با ناراحتی می گوید: «مامانم حتما بیمارستانه نه؟ » همان موقع بهار از راه می رسد و بچه ها با خوشحالی خود را به آغوش او می اندازند. دوروک از او می پرسد: «به خاطر کارت رفته بودی بیرون؟ » بهار با کمی مکث می گوید: «نه. شما بچه های عاقلی هستین و درک میکنین. خاله شیرینتون یه کار خیلی بدی کرد که منو عصبانی کرد و منم رفتم پیش مادربزرگتون. اما بیشتر از این بهتون نمیگم. باشه؟ » بچه ها قبول می کنند و بهار به انور می گوید که به خانه اش برگردد. بچه ها ناراحت می شوند و انور می گوید: «مامان بزرگتون دلش برام تنگ شده باید برم پیش اون. » دوروک می پرسد که باز هم برمیگردد پیششان و بهار خیره به انور می گوید: «نه. دیگه برنمیگرده. اون بهم دروغ گفت و منم عصبانی شدم و اعتمادمو بهش از دست دادم و دیگه نمیخوام با ما زندگی کنه. » بچه ناراحت می شوند و دوست ندارند که انور از پیششان برود و او را در اغوش می گیرند. جیدا انور را به خانه ی خودش می برد تا شب را آنجا بماند. صبح که می شود شیرین قصد رفتن می کند اما ژاله به او می گوید که مادرش گفته چند روز دیگر هم باید بماند. شیرین به مادرش زنگ می زند و خدیجه بدون سلام می گوید: «تا من نگفتم برنمیگردی خونه. » و گوشی را قطع می کند. بهار وقتی می رود تا در حمام لباس هایش را عوض کند نیسان از او می پرسد که چرا مدام لباس هایش را دور از چشم آنها عوض می کند؟ بهار که به او قول داده دیگر دروغ نگوید می گوید: «بخاطر این بیماری رو بدنم یه کبودی هایی هست که نخواستم شما ببینین و ناراحت شین و اصلام درد ندارن. » کمی بعد بچه ها آماده می شوند و به کوچه می روند و با دیدن عارف او را در آغوش می گیرند اما بهار اصلا به صورت هم نگاه نمی اندازد و وقتی عارف پیشنهاد می دهد که آنها را برساند بهار به سردی می گوید لازم نیست. انور به جیدا می گوید: «من تا صبح نخوابیدم و به این فکر کردم که هیچجا نمیخوام برم! بهار از در منو بیرون کنه من از پنجره برمیگردم تو! من نمیتونم برم این دختر مریضه باید مواظبش باشم. » همان موقع حکمت در خانه را می زند و جیدا انور را قایم می کند. او از میز صبحانه ای که جیدا چیده شک می کند که کسی در خانه است و وقتی قصد می کند همه خانه را بگردد پیامی به او خبر می دهد که زود برگردد و حکمت هم با عجله از خانه می رود. آدم های سیف الله بعد از رفتن حکمت، به پیامی می گویند که از این به بعد بخاطر سیف الله باید مراقب این خانه باشد و هروقت حکمت به این خانه آمد باید به آنها خبر بدهد. سارپ به اصرار پیریل در حال تهیه کردن بلیط آمریکا است تا برگردند. اما در راه ماشین جیپ قدیمی خودش را می بیند و یاد خاطره هایش با بهار می افتد و چشمانش پر از اشک می شود و دو دل می شود که برود.

ویدئوهای دیگر مشکی را فراموش نکنید:

آنچه پیش از تماشای سریال «گودال» باید بدانید


داستان قسمت آخر سریال گودال، فصل اول: گودال از دست می‌رود؟ وارتلو بابای تازه گودال می‌شود؟ سنا نجات پیدا می‌کند؟ صالح و سعادت به هم می‌رسند؟


پنج دلیل برای تماشای سریال گودال؛ طرفداران کارادایی فرصت تماشای این سریال را از دست ندهند


سریال گودال را ببینیم یا نبینیم؟ پربیننده‌ترین سریال ترکیه‌ای سال‌های اخیر، اکنون با دوبله فارسی


اطلاعات بیشتر در مورد سریال گودال
 
قبلی «
بعدی »

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

حقوق همه مطالب، از نظر قانونی برای مشکی‌مدیا محفوظ است.

برای تماشای سریالها کلیک کنید