تازه‌های مشکی

دسته بندی

سریال شرافت قسمت 30

صبح زود، سیبل با خوشحالی حاضر شده و دم در پانسیون با چمدان منتظر آمدن ایگیت است تا به پاریس بروند. دریا نیز همراه او پایین آمده تا بدرقه اش کند. ایگیت با ماشین پیش آنها آمده و بدون اینکه پیاده شود، با چهره ای عبوس داخل ماشین منتظر است تا سیبل سوار شود. سیبل و دریا با تعجب چمدان را داخل ماشین گذاشته و سیبل سوار می شود. ایگیت، بدون هیچ حرفی ماشین را می راند و به حرفهای سیبل اهمیتی نمی‌دهد. او ناگهان در خیابان نگه داشته و هر دو پیاده می شوند. ایگیت با عصبانیت از سیبل علت پنهان کردن رابطه اش با امیر را میپرسد. سیبل شوکه شده و گریه اش میگیرد. او متوجه می شود که کبری این خبر را به ایگیت داده است و از دست کبری عصبانی می شود. او میگوید که از ابتدا عاشق ایگیت بوده و دوست شدن با امیر نیز، بخاطر ایگیت بوده تا بتواند علاقه اش به او را سرکوب کند اما فایده‌ای نداشته. ایگیت خود او را مقصر می داند و میگوید که سیبل او را بازی داده است. سپس با عصبانیت او را دوباره دم پانسیون برده و چمدانش را پرت کرده و می رود. سیبل به شدت گریه میکند و دریا با تعجب به او نگاه میکند و علت دعوای آنها را نمی‌داند. صبح، امیر بعد از صبحانه، مادرش را به آسایشگاه برمیگرداند. او قبل از رفتن، ابتدا با مادرش که دیگر قبول کرده است که پدرش مرده است، سر خاک حسن می روند. کبری نیز با الیف مشغول می شود. سیبل با خشم در حالی که گریه میکند، به سمت خانه کبری می رود و با او شروع به دعوا میکند. دریا نیز همراه او آمده و سعی دارد او را آرام کند. کبری نیز سکوت نکرده و آنها با یکدیگر دعوای خیلی شدیدی میکنند. دریا، سیبل را به خانه مادرش میفرستد و سعی دارد کبری را نیز آرام کند. او بین آنها گیر افتاده است و نمیداند باید چه کند. ایگیت دم مغازه می رود و افراد نهاد خان را منتظر دم در می بیند. آنها از ایگیت می‌خواهند که همراهشان پیش نهاد و حقی برود. ایگیت که نمی‌داند ماجرا از چه قرار است، از اینکه حقی میخواهد او را ببیند متعجب می شود. آنها در راه به ایگیت ماجرای کشته شدن اشرف به دست سلیم و امره را برای ایگیت تعریف می‌کنند. ایگیت شوکه می شود و مطمئن است که آنها بی دلیل کاری نکرده اند. دریا در خانه، به اصرار، قرص خوابی به کبری میدهد تا کمی آرام بگیرد و بی فکر و خیال استراحت کند. در خانه سیبل نیز، مادرش او را نوازش میکند و خودش نیز که به عشق واقعی سیبل پی برده، با او همدردی کرده و در حال گریه کردن است. ایگیت به خانه حقی می رسد. حقی در اولین دیدارش با ایگیت، از اینکه افراد او، اشرف را کشته اند عصبانی است. ایگیت میگوید که آنها حتما دلیل خاصی داشته اند و میخواهد که امره و سلیم را ببیند. او نگاهش زیر چشمی به نهاد خان است که با قیافه ای حق به جانب در کنار حقی نشسته است.
قبلی «
بعدی »

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

برچسپ ها

حقوق همه مطالب، از نظر قانونی برای مشکی‌مدیا محفوظ است.

برای تماشای سریالها کلیک کنید