سریال عشق تجملاتی قسمت 81


هولیا برگه ها را به صمد نشان میدهد و تصور میکند که این برگه ها برای داد و ستد کرم و عایشه بوده و پدرهایشان از کودکی آنها را برای یکدیگر نشان کرده اند. او از اینکه خودش عروس دوم بوده ناراحت است، و دلیل خوش رفتاری های محسن با عایشه را همین قرارداد میداند. صمد که از قبل در مورد داد و ستد کنعان و محسن خبر داشته، میگوید که چنین چیزی نیست و سعی دارد هولیا را آرام کند. هولیا پنهانی از برگه ها محض احتیاط عکس میگیرد.
عایشه که مست است، در اتاق، ابتدا با کرم خوب است و از او میخواهد کنارش در تخت بیاید، اما بعد به خودش آمده و او را بیرون میکند. او دمدمی مزاج شده و هر لحظه یک رفتاری از خود نشان میدهد. کرم کلافه شده و روی کاناپه می رود و مثل همیشه می‌خوابد.
صبح، وقتی محسن از ورزش برمیگردد، صمد برگه ها را به او میدهد. محسن از دیدن برگه ها شوکه شده و اعصابش به هم می‌ریزد و به این فکر میکند که برگه ها از کجا به خانه رسیده اند.
در شرکت یلدا خانم و ملاحت خانم، به کمک آتیلا و فیضا و ارکوت به صفحه‌ مجازی جیدا می روند تا متوجه بشوند که او با چه کسی قرار دارد. یلدا خانم نقشه ای میکشد تا تلاش کنند جیدا سر قرار نرسد.
کرم وقتی متوجه می شود که عایشه همچنان آرزوی عروسی واقعی را دارد، تصمیم می‌گیرد به همراه ولکان برای خرید حلقه برود تا دوباره به او پیشنهاد ازدواج بدهد. در جواهر فروشی، ولکان نیز وسوسه شده و از ترس تنهایی تصمیم می‌گیرد او نیز حلقه ای خریده و به غنچه پیشنهاد ازدواج بدهد.
در شرکت، جیدا حاضر شده تا سر قرار برود. او طبق معمول مست است. ارکوت طبق نقشه، روی لباس او قهوه می ریزد تا او مجبور شود لباسش را عوض کند و دیر سر قرار برود. یلدا خانم و ملاحت خانم به جای او سر قرار می روند. پسری که سر قرار آمده از دیدن آنها متعجب شده است. آنها شروع به سوال و جواب کردن او میکنند. آن پسر کلافه شده و از رستوران بیرون می رود. ملاحت خانم که مدتی داروهای حافظه خودش را قطع کرده و خودسر دمنوش گیاهی می‌خورده، ناگهان در رستوران بیهوش میشود. یلدا خانم او را به بیمارستان می برد.
محسن با آقا محرم قرار گذاشته و از او در باره برگه ها میپرسد. او از اینکه فقط محرم در مورد برگه ها خبر داشته و نباید کسی در این مورد می‌دانسته از او شاکی است. محرم مجبور می شود به او بگوید که پشت این قضایا کرم قرار دارد و او در مورد برگه ها با خبر شده است . محسن متعحب و ناراحت می شود.
جیدا لباسش را عوض کرده تا سر قرار برود، اما آن پسر به او پیام میدهد و قرار را به روز دیگری موکول میکند. کمی بعد، هولیا به شرکت آمده و پیش جیدا می رود. او به جیدا در مورد ذهنیت خودش از داد و ستد پدرها بر سر عایشه و کرم میگوید و تلاشهای جیدا برای جدا کردن آنها را بی فایده میداند. سپس عکس برگه ها را به جیدا نشان میدهد. جیدا از او میخواهد که عکسها را برایش ارسال کند.
در بیمارستان، حال ملاحت خانم بهتر شده. یلدا خانم با نظمیه تماس گرفته و به او خبر میدهد. نظمیه سریع حاضر شده تا به بیمارستان برود. او هرچه با رضا تماس میگیرد رضا جواب نمی‌دهد. رضا در خیابان، نورسل را دیده که با شوهرش در حال دعوا است و شوهرش او را کتک می‌زند. رضا عصبانی شده و با شوهر نورسل دعوا میکند و فراری میدهد. سپس نورسل را که کمرش ضربه دیده بغل کرده و به بیمارستان می برد.
کرم که در خانه تصمیم به سوپرایز عایشه دارد، در اتاق برای او غذا آورده و حلقه را داخل لیوان دوغ انداخته است. اما به اشتباه لیوان عایشه را سر کشیده و حلقه را می‌خورد. آنها به بیمارستان می روند.
نظمیه در بیمارستان رضا را به همراه نورسل که در بغل اوست میبیند و عصبانی می شود. رضا میخواهد برای او توضیح بدهد اما نظمیه با عصبانیت می رود.
محسن نیز بخاطر کرم به بیمارستان آمده است. بعد از اینکه دکتر حلقه را از معده کرم بیرون می آورد و آنها قصد رفتن دارند ، در راهرو نظمیه را در حال رفتن دیده و متوجه می شوند که ملاحت خانم نیز بستری است. آنها به سمت اتاق ملاحت خانم می روند.
رضا که زودتر به اتاق رسیده ، در حال صحبت با ملاحت خانم است. کرم و عایشه و محسن نیز به اتاق می روند.ملاحت خانم که مدتی دارو مصرف نکرده و دوباره حواس پرت شده است، مقابل رضا و محسن در مورد ازدواج دروغین عایشه و کرم میگوید. همگی شوکه می شوند.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسپ ها

آپاراتچی

دسته‌ها

error: لطفا این مطلب را برای سایت خودتان کپی نکنید این محتوا متعلق به مشکی است
برای تماشای سریالها کلیک کنید