دسته بندی

سریال گودال قسمت 100

سریال گودال قسمت 100 دوبله فارسی

سریال گودال قسمت 32 زبان اصلی با زیرنویس چسبیده

این کار حل بشه، حل شدن اون یکی غیر ممکنه


سعادت در خانه است و با اینکه درد می کشد به سنا اجازه نمی دهد تا به بیمارستان بروند چون نگران است که جریان را بقیه هم بفهمند. سنا مدام گریه می کند و سعادت از او می خواهد آرام باشد. از طرفی وارتلو با ناراحتی چشم به در خانه سعادت دوخته و مدد که حال او را می داند می گوید: «داداش یکم دندون رو جیگر بذاری، این کار حل شه سعادتم حل میشه.. » وارتلو با ناامیدی می گوید: «این کار حل شه، حل شدن اون یکی کار غیرممکنه. » ناگهان او سعادت و سنا را می بیند که از در خانه بیرون آمدند و می فهمد که حتما خبری شده و دنبالشان به راه می افتد. وارتلو می بیند که سعادت و سنا وارد بیمارستان شده اند و نگران می شود اما مدد از او می خواهد دست نگه دارد و جلو نرود. از طرفی دکتر وقتی می بیند که سعادت چاقو خورده فورا دست به کار می شود اما سعادت به او می گوید: «ما تو محله مون بیمارستان داریم ولی موضوع یکم حساسه ممکنه من حامله باشم.. » سنا با ناراحتی از او معذرت خواهی می کند و گریه اش می گیرد. دکتر حال سنا را می بیند و به او مشکوک می شود اما سعادت قضیه چاقو خوردنش را جور دیگری تعریف می کند که دکتر حرف او را باور نمی کند.  وارتلو طاقت نمی آورد و بالاخره وارد بیمارستان می شود و حال بد سنا را می بیند. اما سعادت از او می خواهد زودتر برود چون مسئله ی شخصی است. وارتلو کلافه از انجا بیرون می رود و همراه مدد به سمت محله می روند. سلیم مست به خانه می رسد و ادریس از او می خواهد به اتاقش بیاید. ادریس وقتی حال او را می بیند دلیلش را می پرسد که سلیم با پررویی جواب می دهد و ادریس سیلی محکمی به او می زند و بعد هم از او می خواهد برود بخوابد تا کسی او را ندیده و به حالش تاسف می خورد. یاماچ با عصبانیت به یک کلوب می رود و بعد از دعوا کردن با نگهبان های آنجا و بهم ریختن آن، به رئیس کلوب عکس امراه، وارتلو و ناظم را نشان می دهد و می پرسد که هرکدام را می شناسد یا نه؟ رئیس تایید میکند که وارتلو و امراه را می شناسد و یاماچ کلافه می شود. از طرفی یاماچ متین و کمال را مامور کرده تا ناظم و امراه را تعقیب کنند و منتظر بمانند تا دستور حمله بدهد. یاماچ خودش هم به خانه می رود و وقتی سلیم را خوابیده در تراس خانه می بیند، رویش پتویی می کشد و با غم به او خیره می شود. بعد هم به متین زنگ می زند و دستور حمله را می دهد. متین هم به کمال خبر می دهد و هردو همزمان به ناظم و امراه حمله می کنند. امراه از دست کمال فرار می کند و کمال هم به دنبال او می رود و هردو در جایی به هم میرسند و شروع به دعوا و کتک کاری می کنند تا زمانی که هردو خسته و بی رمق می شوند و امراه کمال را هل میدهد و سر او به میله ای می خورد و به این ترتیب امراه فرار می کند. متین هم هرچقدر که انبار مورد نظر را می گردد ناظم را پیدا نمی کند. ناظم که در هواکش پنهان شده با تماس تصویری به امراه زنگ می زند و میتن و افرادش را به او نشان می دهد. امراه هم به او پیام میدهد که بی حرکت بماند تا خودش را برساند. دکتر به سعادت و سنا خبر می دهد که زخم سطحی بوده و مشکلی ندارد و بعد هم تایید می کند که پنج هفته است که سعادت حامله است و سعادت با درماندگی گریه می کند. سعادت یادش می افتد که بیبی چکش را گم کرده بود. از سنا می خواهد وقتی به خانه رفت آنجا را خوب بگردد چون نگران است که کسی آن را پیدا کند. سلیم وقتی چشمانش را باز می کند و یاماچ را بالای سر خود می بیند که به او خیره شده کمی جا می خورد. یاماچ به او می گوید بلند شود و سرجایش بخوابد. همان موقع متین به یاماچ زنگ می زند و یاماچ به او می گوید که دیگر برگردند. بعد هم یاماچ به اتاق سنا می رود و وقتی می بیند که نیست سراغ خانه سعادت می رود و سالم به او خبر میدهد که هردو با هم به خانه مادر سنا رفته اند. یاماچ هم قبول می کند.

ویدئوهایی که مشکی به طور ویژه برای سریال گودال ساخته است را فراموش نکنید:

آنچه پیش از تماشای سریال «گودال» باید بدانید


داستان قسمت آخر سریال گودال، فصل اول: گودال از دست می‌رود؟ وارتلو بابای تازه گودال می‌شود؟ سنا نجات پیدا می‌کند؟ صالح و سعادت به هم می‌رسند؟


پنج دلیل برای تماشای سریال گودال؛ طرفداران کارادایی فرصت تماشای این سریال را از دست ندهند


سریال گودال را ببینیم یا نبینیم؟ پربیننده‌ترین سریال ترکیه‌ای سال‌های اخیر، اکنون با دوبله فارسی


اطلاعات بیشتر در مورد سریال گودال
سریال گودال یکی از جنجالی‌ترین سریال‌های سال‌های اخیر ترکیه بوده است که تاکنون موفقیت شگرفتی را در ترکیه، ایران و سایر کشورهای جهان به دست آورده است. سریال گودال یا چوکور دربارۀ محله‌ای به همین نام است که توسط خانوادۀ کچوالی گردانده می‌شود. کچوالی‌ها قاچاقچی اسلحه و مهمات هستند اما مرام و مسلکی متفاوت از دیگر خلافکارها دارند. نشان محله که رو تن اهالی هم خالکوبی شده حکایت از اهمیت خانه و خانواده و برادرها و رفیقان و مردانگی است. اما قصه سریال به همینجا ختم نمی‌شود. ماجرا از جایی شروع می‌شود که یک قاچاقچی مواد مخدر از رئیس محله، ادریس کچوالی میخواهد تا به او اجازه دهد در محله مواد مخدر تولید کند. اما تولید و فروش و مصرف مواد در گودال ممنوع است. پس ادریس به او اجازه نمی‌دهد و این قاچاقچی که کسی به نام وارتلو است دستور قتل قهرمان پسر ادریس را صادر می‌کند. و جنگ بین دو نسل و دو مرام و مسلک متفاوت آغاز می‌شود. یاماچ کوچک‌ترین و سرکش‌ترین پسر ادریس است و زمانی که جومالی پسر ارشد خانواده در زندان است و قهرمان برادر دیگرش کشته شده و سلیم برادر سومش توانایی ادارۀ خانواده را ندارد و حتی جاسوس دشمن است، سنا عشق زندگی‌اش را در پاریس بی‌خبر رها می‌کند و برای نجات خانواده به گودال برمی‌گردد.
قبلی «
بعدی »

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

حقوق همه مطالب، از نظر قانونی برای مشکی‌مدیا محفوظ است.

برای تماشای سریالها کلیک کنید